عبدالله مستوفى

557

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ميگذارم ميروم ؛ خدمت اعليحضرت همايونى براى حفظ احترام اكثريت استعفاى خودم را تقديم ميكنم . » پس از اين بيانات سراپا عصبى ، از كرسى خطابه پائين آمده ، خطاب بوزراء گفت آقايان بفرمائيد . و همگى ، باستثناى سردار سپه ، از مجلس خارج شدند . كار بىسابقه ! در همين حين ، از طرف عده‌اى تماشاچى ، صداى زنده‌باد مستوفى الممالك مرده‌باد مخالفين كابينه « و حتى مرده‌باد مدرس » بلند شد . رقيب‌هاى آنها هم براى اين كه از حريف باز نمانند فرياد زنده‌باد مدرس كشيدند . سردار سپه ، ملا كريم كابينه ، وقتى اين صدا از طرف جمعيت بلند شد ، برخاست جلو رئيس آمد ، و با يكى دو كلمه از مؤتمن الملك چيزى پرسيد ، و ايشان هم جوابى گفتند او هم از در خارج شد . مؤتمن الملك رئيس گارد مجلس را احضار ، و بمجلس پيشنهاد كرد ، تمام آنها كه اين سروصدا راه انداخته و باعث بىنظمى مجلس شده‌اند توقيف و مقصرين آنها تعقيب گردند ، اين پيشنهاد ، باتفاق آراء تصويب و رئيس گارد هم حاضر شده بود . بامر رئيس هوچىها را توقيف كردند ، و جلسه قهرا به تنفس تعطيل شد . پس از يكى دو ساعت مجددا جلسه تشكيل گشت . پاره‌اى وكلا نطقهائى كردند . از جمله ، قوام السلطنه كه چون خود را هدف « بره‌كشى » و « آجيل‌خورى » نطق مستوفى الممالك دانسته بود ، شرحى برضد اين نطق و كندى دندان خود در آجيل خوردن ، اظهار و دارائى خود را گرو داد « 1 » اگر كسى بتواند ثابت كند كه ايشان و اشخاصى كه از نزديك با ايشان كار كرده ، آجيل خورده‌اند ( ! ) نسبت بمشير الدوله هم كه ممكن بود در آينده رئيس الوزرا شود ، همين گرو را داد و بالاخره ، در ضمن تعيير بسيار ، بموضوع ديگر پرداخته ، و گفت در اين يكى دو ماهه عرصهء تهران نمايشگاه هوچىها شده بود ، و حتى در صحن بهارستان هم ، بنمايندگان ملت ياوه‌گوئى ميكردند ، و بالاخره شريطهء نطق خود را ، بتحسين از اقدام اخير آقاى رئيس مجلس در حفظ انتظامات قرار داده و افزودند كه من خيال نداشتم برضد كابينهء مستوفى الممالك ورقهء كبود بدهم ولى بعد از استماع اين جمله‌ها كه امروز از ايشان تراوش كرد ، ورقه كبود خود را تقديم رئيس خواهم نمود . « 2 » معلوم است ، اين جنگ اعصاب در مجلس ، بروزنامه‌ها هم سرايت كرد ، و هريك از

--> ( 1 ) - يكى پيدا نشد كه از اين حضرت اشرف بپرسد كه همين دارائى كه گرو ميدهد و به پول آن روز دويست سيصد هزار تومان ارزش داشت از كجا آورده‌ايد ؟ از ميراث يا از تجارت ؟ يا پس‌انداز مواجب كه حاصل جمع آن با در نظر گرفتن ايام بيكارى بماهى پانصد تومان نميرسد . ( 2 ) - آقاى احمد قوام با اينكه مدتى رئيس الوزراء بوده‌اند متوجه نبوده‌اند كه وقتى رئيس دولت براى استعفا از مجلس بيرون رفت ديگر محلى براى ورقهء سفيد يا كبود باقى نميماند كه ايشان ورقهء كبود خود را تقديم رئيس مجلس ( ؟ ) كنند . اينهم يكى از شاه اندازيهاى اين حضرت اشرف است . ورقهء كبود يا سفيد را در ظرفى كه سيد كمال دوره ميگرداند مىانداختند و در حقيقت بآقاى آقا سيد كمال ورقه را تقديم ميكردند نه رئيس مجلس .